المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

736

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

ابن جنيد و ابن عقيل از فقهاى شيعه گفته‌اند : « اگر از « تخيير » قصد طلاق شود و زن نيز خودش را فورا اختيار كند ، طلاق واقع مىشود . امّا اگر لحظه‌اى در اختيار كردن خودش درنگ كند ، طلاق واقع نمىشود » . امّا اكثر فقهاى شيعه عقيده‌اى بر خلاف نظر اين دو دارند . دليل آنها نيز روايتى است از امام صادق ( عليه السّلام ) كه مىفرمايد : « طلاق فقط اين است كه بگويى : أنت طالق » « 1 » * * * ثواب و عقاب دو برابر : [ 326 و 327 ] آيهء دوّم : « يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً - وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً » ؛ « 2 » « اى همسران پيامبر ! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود ، عذاب او دو چندان خواهد بود و اين براى خدا آسان است . و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالحى انجام دهد ، پاداش او را دو چندان خواهيم داد و روزى با ارزشى براى او آماده كرده‌ايم » . اين آيه نيز دلالت بر حكم ديگرى مىكند كه خاصّ پيامبر گرامى اسلام ( ص ) مىباشد و اين حكم « دو برابر شدن عذاب زنان وى ، به خاطر گناه و نيز دو برابر بودن ثواب بر طاعات و عبادات آنان » مىباشد . امّا اوّلى به اين دليل كه عذاب به اندازهء زشتى گناه است و زشتى آن نيز به مقدار علم به آن مىباشد ، زنان پيامبر نيز چون مصاحبت زيادى با حضرتش داشته و شاهد اعمال وى بودند ، مثل اين است كه علم به آنها مانند علم به ضروريّات بود ، بنابراين عذاب آنها نيز بر گناه دو چندان مىشود و امّا دوّمى به اين دليل كه وقتى عذاب آنها دو برابر باشد . عدل اقتضاء مىكند كه ثواب آنها نيز چنين باشد . و از اينجا ( كه فرمود : مرّتين ) معلوم مىشود كه « ضعف » به اندازهء يك برابر است ( كه با اصل عذاب مىشود در برابر عذاب ) . و مراد از « فاحشة » گناه كبيره است . و « مبيّنة » به معناى گناهى است كه زشتى آن ، واضح و آشكار باشد . و مراد از « قنوت » در اينجا ، مداومت بر طاعت خداوند است ، اگرچه در غير اين معنا نيز استعمال مىشود ، مثل دعا در نماز و طولانى نمودن عبادت .

--> ( 1 ) . الاستبصار ، ج 3 ، ص 277 . ( 2 ) . سورهء مباركهء احزاب ، آيات 31 و 30